ضيافت

ضيافت

سخنراني آلكيبيادس

آلكيبيادس معشوق سقراط، يكي از زيباترين جوانان آتن بوده‌است. او پس از سخنراني سقراط وارد مهماني مي‌شود. هنگام ورود او كاملاً مست بوده‌است.

او در سخنراني اش تنها به تشريح روابط عاشقانه اش با سقراط مي‌پردازد. او مي‌گويد از اينكه شخصيت بسيار برجسته‌اي مثل سقراط او را برگزيده‌است بسيار خرسند است ولي در رابطه آنها جاي عاشق و معشوق عوض شده‌است و او عاشق سقراط شده‌است. او از اينكه سقراط با او آميزش جنسي نمي‌كند به وضوح گلايه مي‌كند ولي اعتراف مي‌كند كه برداشت سقراط از عشق از توان فهم او خارج است. او به اين نكته اشاره مي‌كند كه سقراط هميشه سعي مي‌كند با او و جوانان رابطه برقرار كند و آنان را به كسب خرد و دانش برمي‌انگيزد.

او در سخنراني اش تعريف بسيار رمانتيك و شاعرانه‌اي از فضايل اخلاقي سقراط به عمل مي‌آورد.

پس از اين سخنراني گروهي رفتند و گروهي در خواب شدند ولي سقراط و آگاتون اريستوفانس تا بامداد به گفتگو نشستند. با آمدن پگاه آن دو تن ديگر هم به خواب رفتند و سقراط پس از شستشو از خانه بيرون رفت و آريستودموس هم كه بيدار شده‌بود از پي‌اش به راه افتاد.

ادامهـ مطلبـ
| ۶ شهريور ۱۳۹۶ | ۰۸:۴۹:۵۳ | حسين
،

سخنراني سقراط

سخنراني سقراط متفاوت‌تر از سايرين است چون او سعي مي‌كند تعريفي دقيق و فلسفي ارائه دهد و در سخنراني او اثري از مدح و ستايش ديده نمي‌شود. به طور خلاصه تئوري سقراط به اين شرح است:

۱- عشق ميل است چون هميشه به همراه چيزي مي‌آيد كه شخص آنرا ندارد مثل عشق به زيبايي، عشق به دانش و..

۲- آن چيزي كه عشق آن را طلب مي‌كند فاقد آن است و سعي در تصاحب آن دارد.

۳- آن چيزي كه عشق آن را طلب مي‌كند حتماً خوب است چون باعث نيكبختي مي‌شود.

۴- هيچ‌كس چيز خوبي را بطور موقت طلب نمي‌كند و مي‌خواهد براي هميشه مالك آن باشد.

۵- ميل به داشتن چيزي براي هميشه، چيزي نيست جز ميل به جاودانگي.

۶- «جاودانگي نسبي» با خلق اثر حاصل مي‌شود. خلق اثر مي‌تواند توليد مثل يا فرزند باشد و يا خلق يك اثر ماندگار ادبي يا هنري.

۷- خلق اثر يا خلاقيت در شرايطي ميسر است كه زمينه و محيط آن فراهم باشد كه زيبايي لازمه آن است.

۸- بنابراين عشق و زيبايي در اين نقطه به هم مي‌رسند و باعث جاودانگي مي‌شوند.

بنابراين از ديدگاه سقراط:

الف: همگان ميل شديدي به جاودانگي دارند.

ب: خلاقيت محصول ميل به جاودانگي است.

سقراط براي زيبايي سلسله مراتب تعريف مي‌كند: مرحلهٔ نخست، عشق به يك جسم؛ دوم، عشق به همهٔ جسم‌ها؛ سوم، عشق به رسوم و قوانينِ زيبا؛ چهارم، عشق به علومِ زيبا و جاودانگي حقيقي با عشق به زيبايي مطلق حاصل مي‌شود كه فلسفه[=دوستداري حكمت]است.

ادامهـ مطلبـ
| ۶ شهريور ۱۳۹۶ | ۰۸:۴۹:۲۲ | حسين
،

سخنراني آريستوفانس

او چنين ادعا مي‌كند كه در آغاز جهان به جز زن و مرد جنسي ديگري به نام آندروگونوس[=نرماده] هم وجود داشته‌است؛ ولي نهايتاً نرماده از بين مي‌رود و به نر و ماده تقسيم مي‌شود. عامل دوپاره شدن نرماده توطئه‌اي بود كه از جانب زئوس، خداي خدايان، تدارك ديده مي‌شود تا قدرت بالاي نرماده از بين برود. او اينگونه استدلال مي‌كند كه عشق نيرويي دروني است كه در تمام انسانها وجود دارد و آنها را به پيدا كردن جفت گمشده با پاره تنشان تحريك مي‌كند. از ديدگاه او انسان داراي اشتياق دروني پنهاني است كه تا به ذات اوليه خود بازنگردد و جفت خود را پيدا نكند آرام نخواهد شد و روي خوشي نخواهد ديد. آريستوفانس عشق را آشكار در عصيان عليه خدايان صورتبندي مي‌كند.

او اين استدلال را تعميم مي‌دهد و نتيجه مي‌گيرد كه عشق چيزي نيست جز ميل به وحدت و كامل شدن.

ادامهـ مطلبـ
| ۶ شهريور ۱۳۹۶ | ۰۸:۴۹:۰۱ | حسين
،

سخنراني اِروكسيماخوس

اروكسيماخوس پزشك است و او در سخنراني اش عشق را مفهومي بسيار جهانشمول تر تعريف مي‌كند و آن را از انحصار روابط انساني بيرون مي‌كشد.

او عشق را عامل اعتدال و برقراري نظم و هماهنگي مي‌داند. او مثالهايي متعدد از پزشكي، موسيقي، ورزش، كشاورزي و نظام طبيعت مطرح و تئوري خود را تشريح مي‌كند. از ديدگاه او عشق نيرو و انگيزه‌اي است كه افراط و تفريط را از بين مي‌برد و آسايش حقيقي را به ارمغان مي‌آورد. برقراري تعادل بين سرد و گرم، تلخ و شيرين، خشك و تر و غيره‌است و اين به دانايي ميزبان بستگي دارد كه چه نوع عشقي را جذب كند تا تعادل حقيقي را برقرار كند. به بيان ديگر او عشق را بيش‌تر از ديدگاه پزشكي بيماري و سلامت جسم و نفس مي‌داند. به عنوان مثال تعريف او از موسيقي اين است: «موسيقي، در حقيقت هنري است كه عشق، خود را در قالب ريتم و هارموني نشان مي‌دهد.» و يا از ديدگاه طبيعي او طبيعت را مجموعه‌اي از تضادها و افراط و تفريط‌ها كه شامل سرما و گرما، خشكي و رطوبت و… مي‌پندارد و عشق در اين ميان عامل برقراري اعتدال است كه باعث مي‌شود انسان از طبيعت لذت ببرد.

ادامهـ مطلبـ
| ۶ شهريور ۱۳۹۶ | ۰۸:۴۸:۴۲ | حسين
،

سخنراني پاوسانياس

دومين سخنران پاوسانياس است. معشوق پاوسانياس آگاتون است. نگرش پاوسانياس به فايدروس شباهت دارد ولي از پيچيدگي بيشتري برخوردار است. از ديدگاه او عشق داراي سلسله مراتب است. از ديدگاه وي ابتدايي‌ترين نوع آن، رابطه عاشقانه با زنان است و نوع متعالي آن رابطه عاشقانه با پسران زيباي صاحب انديشه و خرد است.

او از لزوم قانون مدار بودن ارتباط بين طرفين صحبت مي‌كند و جوامعي كه داراي اين قوانين نيستند را به چالش مي‌كشد. به عنوان مثال او از حكومت بربرها[منظور وي شاهنشاهي ايران است] به سختي انتقاد مي‌كند (در ايران آن زمان ارتباط عاشقانه بين همجنسان قابل قبول نبود). پاوسانياس اين امر را توطئه‌اي از سوي به گفته وي «خودكامگان» مي‌داند. او اينگونه استدلال مي‌كند كه خودكامگان خواهان آن هستند كه عشق حقيقي بين حاكمان و مردم تعريف شود و از عشق متعالي كه بين دو مرد تعريف مي‌شود هراس دارند.

ادامهـ مطلبـ
| ۶ شهريور ۱۳۹۶ | ۰۸:۴۸:۲۴ | حسين
،

سخنراني فايدروس

اولين سخنران فايدروس است. او عشق را از جمله يكي از خدايان مي‌شمارد كه بواسطه آن نيكي و شادي حاصل مي‌شود. در نگاه او عشق واقعي در ارتباط يك مرد با يك پسر جوان تعريف مي‌شود؛ ولي عشق ايده‌آل وقتي است كه پسر مذكور اهل فضيلت و آداب باشد و ارتباط فقط به رابطه جنسي ختم نشود.

ادامهـ مطلبـ
| ۶ شهريور ۱۳۹۶ | ۰۸:۴۸:۰۵ | حسين
،

خلاصهٔ مكالمه

كسي مي‌شنود كه در مهماني آگاثون كه سقراط هم بوده از عشق سخن گفته‌اند. پس در ميان راه پيرائوس-آتن جلو آپولودوروس از دوستان سقراط را مي‌گيرد و خواهان شنيدن داستان آن ضيافت از او مي‌شود. آپولودوروس مي‌گويد كه اين داستان به سال‌ها پيش بازمي‌گردد و خود او از اريستودموس از پيروان سقراط شنيده‌است. آريستودموس چنين گفته بود كه روزي وي سقراط را برخلاف هميشه آراسته مي‌بيند. از او مي‌پرسد كه كجا مي‌روي و سقراط پاسخ مي‌دهد به مهماني آگاثون و از او مي‌خواهد كه همراهش شود و از پي وي راه بيفتد. آريستودموس به خانهٔ آگاثون مي‌رسد ولي سقراط بر ايوان خانهٔ همسايه به انديشيدن نشسته و از او جا مانده‌است. آگاثون سقراط را به خانه مي‌آورد. اين مهماني به شادانهٔ پيروزي آگاتون در مسابقهٔ ادبي آتن برپاگشته بود و ديگر مهمانان هم فايدروس، پاوسانياس، اروكسيماخوس و آريستوفانس بوده‌اند.

با آمدن سقراط مهمانان در بارهٔ شيوهٔ باده‌گساري سخن مي‌رانند و چون چند تني از ايشان روز گذشته را مِي نوشيده بودند ترجيح دادند كه در اين كار زياده روي نكنند و در عوض در باب عشق سخن بگويند.

ادامهـ مطلبـ
| ۶ شهريور ۱۳۹۶ | ۰۸:۴۷:۴۹ | حسين
،

پايدراستيا در يونان باستان

قبل از مطالعه اين اثر خواننده بايد از شرايط و هنجارهاي اجتماعي يونان باستان آگاه باشد. پايدراستيا كه امري متفاوت از همجنسگرايي (هموسكچواليتي) مي‌باشد در يونان باستان امري بسيار رايج و طبيعي بود. در جامعه آتن علي‌رغم پيشرفتهاي بزرگ فكري، زن از مقام اجتماعي بسيار پاييني برخوردار بود. مردان آتن به زن تنها به عنوان عامل توليد مثل و نگهداري خانه و فرزندان مي‌نگريستند و در بسياري موارد ازدواج زنان با مردان از روي عشق و علاقه نبود. در جامعه آتن زنان به ندرت از خانه بيرون مي‌آمدند.

مفهوم عشق براي بسياري از آتني‌ها در ارتباط عاطفي بين دو مرد تعريف مي‌شد؛ كه معمولاً معشوق پسري جوان بود كه محاسنش به تازگي روييده بود؛ بنابراين مردان با زنان ازدواج مي‌كردند صاحب اولاد مي‌شدند ولي رابطه عشقي و عاطفي خود را با پسران جوان برقرار مي‌كردند. دليل اصلي چنين رابطهٔ پايديا [تربيت] پسران جوان براي كسب فضيلت‌هاي اخلاقي و سياسي بود. امّا گهگاه نيز اين رابطه عاشقانه به رابطهٔ جنسي مي‌انجاميد و از اين جهت نيز به شدت تقبيح مي‌شد.

ادامهـ مطلبـ
| ۶ شهريور ۱۳۹۶ | ۰۸:۴۷:۲۸ | حسين
،

سومپوسيون در يونان باستان

برگزاري سومپوسيون يكي از رسوم رايج در آتن بوده‌است كه مخصوصاً بين آزادمردان آتن بسيار مرسوم بوده‌است. معمولاً مهمانان همگي مذكر بودند كه روي تختهايي به حالت نيمه خوابيده مي‌لميدند. بعد از شام نيايشي به درگاه خدايان به جا مي‌آوردند و پس از آن نوشيدن شراب آغاز مي‌شد. در طي مهماني ميزبان مهمانان را با وسايل گوناگون سرگرم مي‌كرد از قبيل رقصيدن و حركات آكروباتيك كنيزان و غلامان و حتي در مواردي كنيزان خود را براي هم آغوشي در اختيار مهمانان قرار مي‌دادند. معمولاً مهمانان پيرامون موضوعات گوناگون به بحث و تبادل نظر مي‌پرداختند كه تا پاسي از شب به درازا مي‌انجاميد. در سومپوسيون افلاطون ميزبان آگاتون است.

ادامهـ مطلبـ
| ۶ شهريور ۱۳۹۶ | ۰۸:۴۷:۰۸ | حسين
،

ضيافت (افلاطون)

ضيافت، مهماني يا سومپوسيون (به يوناني: συμπόσιον) يكي از مهمترين ديالوگ‌هاي افلاطون است. موضوع اين ديالوگ اروس يا عشق است و اين اثر مهمترين اثر افلاطون در زمينهٔ عشق مي‌باشد. اثر ديگر افلاطون دربارهٔ عشق كه با ضيافت هم در پيوند است فايدروس مي‌باشد. همچنين اين رساله پيوندهايي هم با رسالهٔ فايدون دارد. ترجمه تحت‌اللفظي سومپوسيون «هم‌نوشي، هم‌گساري، هم‌پيالگي» است.

اين ديالوگ از ديالوگ‌هاي سقراطي افلاطون مي‌باشد كه در آنها سقراط چهرهٔ اول آن است. اين رساله به گونهٔ روايتي‌است كه در بخشي از آن خواننده شاهد گفتگوي بازيگران آن با يكديگر است. تاريخ نگارش اين رساله به درستي آشكار نيست ولي از قراين برمي‌آيد كه پس از سال ۳۸۵ (پيش از ميلاد) نوشته‌شده باشد.

ادامهـ مطلبـ
| ۶ شهريور ۱۳۹۶ | ۰۸:۴۶:۵۰ | حسين
،
ضيافت
جدید, new نام عنوان 。。。

با شرح مختصر 。。。

ضيافت
جدید, new نام عنوان 。。。

با شرح مختصر 。。。

جستجوگر

درباره ما

رمزینه بارکد

آمار

افراد آنلاين : 1
بازديد امروز : 1
بازديد ديروز : 0
بازديد كل : 133

سرویس وبلاگدهی فارسی یا پارسی رایگان